اخبار داعش,اخبار داعش اليوم,اخبار داعش نيوز,اخبار داعش في سوريا,
اخبار داعش اليوم في العراق,اخبار داعش بی بی سی,اخبار داعش الان,اخبار داعش في الاردن,اخبار داعش في العراق,اخبار داعش فارسی      فارس عرب,فارس عربي من هو,فارس عرب ايدول,فارس عرب ايدل,فارس عربيات,فارس عربی,عرب فارس, عرب فارس العراق, عرب فارس ایران, فارس عرب الجزیرة, فارس عرب الجنوب      
bolet_berooz
۲۸ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۲
کد خبر: ۷۳۹۵۳
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۷:۴۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
وقتی با آنها صحبت می‌کردم، هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای پذیرش نکردن او نداشتند. می گفتند: ممکنه نیروی نفوذی باشه.











دو برادر در محله ما بودند که اولی مشکلات سیاسی داشت و با نظام درگیر بود و دومی هم خیلی سر سازگاری با اسلام و انقلاب نداشت.
زمانی هم برادر دوم به خودش آمد و متحول شد. تحولش به حدی بود که تصمیم گرفت آموزش نظامی ببیند و به جبهه برود.
وقتی به پایگاه محل مراجعه کرد، اولاً به خاطر برادرش و ثانیاَ به خاطر مسایلی که قبلا خودش با انقلاب داشت، او را پذیرش نکردند. اسم و مشخصاتش را به پایگاه‌های دیگر هم دادند که مواظب او باشند.
وقتی با آنها صحبت می‌کردم، هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای پذیرش نکردن او نداشتند. می گفتند: ممکنه نیروی نفوذی باشه.
همان روزها حسن یک‌بار به تبریز آمد. موضوع آن بنده خدا را به او گفتم. رفت سراغش. قدری با او صحبت کرد و بعد قول داد که او را همراه خودش به منطقه ببرد.
او را به واحد توپخانه برده بود. به فاصله کمی، از او یک نیروی کارآمد ساخته بود. نیروی کارآمدی که چند ماه بعد به شهادت رسید.
حسن شفیع‌زاده از این قبیل نیروها برای جبهه زیاد جذب می‌کرد.

منبع : مشرق نیوز
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار