اخبار داعش,اخبار داعش اليوم,اخبار داعش نيوز,اخبار داعش في سوريا,
اخبار داعش اليوم في العراق,اخبار داعش بی بی سی,اخبار داعش الان,اخبار داعش في الاردن,اخبار داعش في العراق,اخبار داعش فارسی      فارس عرب,فارس عربي من هو,فارس عرب ايدول,فارس عرب ايدل,فارس عربيات,فارس عربی,عرب فارس, عرب فارس العراق, عرب فارس ایران, فارس عرب الجزیرة, فارس عرب الجنوب      
bolet_berooz
۲۸ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۲
کد خبر: ۶۵۸۹۵
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
در گفتگو با مهر مطرح شد؛
یک استاد حوزه علمیه قم گفت: هنوز نیاز به تحول در خود حوزه و نظام فرهنگی حاکم بر آن، خود را در قالب یک «مطالبه» نشان نداده است و لذا چندان در عرصه اقدام حوزوی ها ظهور گسترده ندارد.





 به گزارش پایگاه خبری اجتماعی فارس عرب،   رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی حوزه بار دیگر بر لزوم تحول در حوزه علمیه تاکید کردند. مسئله ای که پیش از این نیز بارها مورد تاکید ایشان قرار گرفته است ولی گویا تاثیر چندانی نداشته است.

اینکه چرا باید حوزه متحول شود، ویژگی های حوزه تحول یافته چیست، راه تحول چیست، اقدامات صورت گرفته و ... سوالاتی بود که پاسخ آن را از حجت الاسلام سعید هلالیان از فضلای حوزه علمیه و صاحب کتاب «نگاهی به حوزه؛ جایگاه شناسی توصیفی - تحلیلی روحانیت و حوزه های علمیه شیعه» جویا شدیم.

*مشکلات مبتلابه حوزه­ های علمیه ما چیست که سبب شکل­ گیری ضرورت «تحول» در آن می­ شود؟

باید توجّه داشت که ضرورت تحوّل در هر زمینه ­ای، علل و عوامل و خاستگاه­ هایی دارد که یکی از آنها، وجود برخی از مشکلات است. به عبارت دیگر، یکی از عواملی که پرداختن به مقولۀ تحول در یک مجموعه را ضروری و لازم می ­کند، بروز دسته ­ای از مشکلات و آسیب­ ها در آن است که در کارکردهای آن خلل ایجاد کرده و مانع رسیدن آن به اهدافش می ­شود. امّا پرداختن به تحوّل، علل دیگری هم دارد و در برخی موارد، حتّی اگر مشکل بالفعلی نیز به­ نظر نرسد باز باید در اندیشۀ تحوّل بود و برای آن تدبیر و اقدام کرد.

مراکزی که با مخاطبان متغیّر و محیط­ های متحوّل سروکار دارند از جمله این موارد هستند. لذا تحوّل در عرصه مجموعه­ ای مانند حوزه نیز که مخاطبش جامعه انسانی است، یک ضرورت ذاتی و غیرقابل اجتناب برای آن است که باید در هر صورت به آن بپردازد؛ زیرا حوزه، مسؤلیّت هدایت و رهبری جریان بسط دین در حیات بشر و پاسخگویی به نیازهای انسان و جامعۀ انسانی به دین و تعالیم دین در همه عرصه­ های فردی و اجتماعی زندگی را برعهده دارد و روشن است که این محیط کاری، یعنی زندگی بشر و جامعۀ بشری، عرصه­ ای پویا، متحوّل و در حال فراز و فرود و تغییر و تحوّل مداوم و همیشگی است.

به همین جهت، ضرورت دارد که حوزه نیز برای ایفای صحیح و دقیق رسالت خود و انجام درست وظایف و مأموریت ­های خود، باید متناسب با اقتضائات و نیازهای عصری به بازخوانی و بازنگری مداوم خود بپردازد و گرنه، به آفت ­ها و آسیب­ ها و مشکلات زیادی مبتلا خواهد شد که به ­تدریج، حوزه را از حضور فعّال در متن حیات بشری و هدایت آن به­ سوی اهداف مورد نظر دین مبین دورتر و دورتر کرده و درنتیجه، در بهترین حالت، حوزه دچار انزوای عملی یا حضور حداقلی در برخی از عرصه­ های بسیار محدود خواهد شد. اگر مشکلاتی هم وجود داشته باشد ـ که وجود دارد، ضرورت تحوّل، مضاعف می ­شود.

حوزه برای ایفای صحیح و دقیق رسالت خود و انجام درست وظایف و مأموریت ­های خود، باید متناسب با اقتضائات و نیازهای عصری به بازخوانی و بازنگری مداوم خود بپردازد

امّا در مورد مشکلات حوزه کنونی که ما را به سمت اندیشیدن جدّی ­تر به تحوّل سوق می­ دهد، این سرفصلی است که به بحث تخصّصی ­تری نیاز دارد. با توجّه به موضوع بحث، به­ طور خلاصه باید گفت یکی از مهم­ترین مشکلات همین است که پرداختن به تحوّل حوزه هنوز به یک مطالبه و گفتمان رایج؛ چه در درون حوزه و چه در بیرون آن، تبدیل نشده است، یعنی هنوز این باور و اعتقاد در سطوح مختلف جامعه (به­ طور عموم) و در حوزه (به­ طور خاصّ و ویژه)، به­ طور جدّی شکل نگرفته است که از مقدار کمی از ظرفیت­ های حوزه استفاده می ­شود و برای رسیدن به یک حیات طیّبۀ اسلامی و بنای تمدّن اسلامی، تحوّل در خود حوزه ضرورت دارد و باید به سمت وضعیّت بهینه ­تری حرکت کرد.

در بخش برون­ حوزوی، یعنی در فرهنگ عمومی جامعه و خرده ­فرهنگ ­های نخبگانی و نیز در میان باورهای حاکم بر صنف­ ها و اقشار مختلف جامعه، نوع نگاه به حوزه و اهداف و کارکردهای چنین سازمانی و انتظارات و توقعاتی که هر کدام از آنها باید از حوزه و حوزویان داشته باشند، هنوز ناپخته و خام و در سطوح ابتدایی است. لذا مطالباتی جدّی و تخصّصی متوجّه حوزه نمی­ شود تا حوزه در اثر فشار مواجهه با چنین نیازهای عینی­ای، به ­سوی تحوّلات مختلف در عرصه­ های مورد تقاضا حرکت کند.

تنها به ­عنوان یک مثال کوچک، اگر یک جامعه به سطحی از بلوغ فکری و فرهنگی برسد که اجرای عملی همه معاملات خرد و کلان بر طبق احکام اسلامی را از واجبات خود بداند، حتماً به تصویب و تدوین قوانین و آیین­نامه ­های مورد نیاز در این زمینه خواهد پرداخت؛ مانند قوانینی که هر فرد بازاری یا معامله ­گر اقتصادی و به­ طور کلّی هر فعّال اقتصادی را ملزم می ­کنند که همانطور که برای رانندگی، دوره­ ها و امتحان ­های نظری و عملی را پشت­ سر می­ گذارند، باید برای ورود به عرصۀ فعالیّت اقتصادی رسمی هم با احکام شرعی و آداب معامله و دادوستد ـ و حداقل، واجبات و محرّمات اقتصادی ـ آشنا شده و دوره­ ها و آزمون ­هایی را بگذراند و گواهی ­های مرتبط را کسب کند. تأمین همین قلم کوچک، به انبوهی از فعالیت­ های کارشناسی و تخصّصی نیاز دارد که بخش عمده ­ای از آنها از وظایف حوزه ـ یعنی سازمان متولّی فهم و توسعه و ترویج تخصّصی دین و نظارت تخصّصی بر تحقق اهداف دینی ـ است؛ مانند: تدوین محتواهای موردنیاز در عرصه ­های مختلف معاملاتی، تربیت مربّیان لازم و ... .

از سوی دیگر، در خود حوزه و نظام فرهنگی حاکم بر آن هم هنوز نیاز به تحوّل، خود را در قالب یک «مطالبه» ـ چه برسد به یک «گفتمان» غالب ـ نشان نداده است و لذا چندان در عرصۀاقدام و عمل حوزویات هم بروز و ظهور گسترده و عمومی ندارد، بلکه حتّی برخی از افراد و جریان­ها، به علل و توجیهات گوناگون، با چنین مقولۀ روشنی مخالفت می­ کنند و افکار و اقداماتی غیر هم­ راستا یا مخالف با آن دارند.

*حوزه علمیه تحول­ یافته چه ویژگی­ هایی دارد و برای نیل به این تحول چه مسیری را باید پیمود؟

در پاسخ به بخش نخست پرسش، به اختصار باید گفت که حوزه وقتی تحوّل­ یافته است که به «رسالت» و «اهداف کلان» و مأموریت ­های سازمانی و صنفی خود به ­طور بهینه ­ای عمل کند و به همگی آن­ها در سطح بالایی ـ بیش از ۹۰ درصد ـ تحقق بخشیده باشد. «رسالت» تخصّصی حوزه در عصر غیبت معصوم(ع)، عبارت است از: «تداوم بخشیدنِ عصری به نهضت توحیدگستری پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) در جهت زمینه­ سازی ظهور منجی موعود عج و تحقّق حکومت جهانی آن حضرت و تحقق نهایی اهداف اسلام» و به­ عبارتی ساده­ تر: «پاسخگویی به نیازهای ثابت و عصری بشر به دین» و باز به ­عبارتی ساده ­تر: «اِقامۀ دین».

حوزه وقتی تحوّل­ یافته است که به «رسالت» و «اهداف کلان» و مأموریت ­های سازمانی و صنفی خود به ­طور بهینه ­ای عمل کند

بر این اساس، روحانیت، نهادی است که غایت و هدف آن، «بسط و استمرار نظامِ امامت و ولایت در هر سطح ممکن» است. حوزه، در دورۀ غیبت، باید استمرار همه­ جانبۀ راه «امامت» را ـ که خود دنبالۀ مسیر «ولایت رسول ­الله» (ص) و ادامۀ «ولایت خداوند» است، دنبال کند. از این رو، حوزه به غیر از فهم و دریافت دین، وظیفۀ سنگین رهبریِ تحقّق­ بخشیِ عینی به دین در همه ساحت­ های ممکن یا همان «إقامه حداکثری دین» را هم بر دوش دارد. این رسالت کلان حوزه، در قالب کارکردهای تخصّصی عمده و کلانی، تجلّی و تحقّق می­ یابد که می ­توان آنها را «اهداف کلان» حوزه در عصر غیبت معصوم (ع) نیز دانست؛ مانند:

۱. استنباط روشمند معارف و نظام ­های دین در حیطه ­های مختلف حیات بشر از منابع دینی (تفقّه و استنباط اسلام ناب)، شامل: ارایۀ نگرش­ های دین، ارایۀ قوانین دین، و ارایۀ فرهنگ دین؛

۲. دفاع از دین، شامل: مرزبانی اعتقادی، حراست از چارچوب و اصول دین در نظر و عمل، و زدودن خرافه‌ها و انحرافات و پیرایه‌های موهوم از دین؛

۳. ابلاغ، بیان، تبیین، تبلیغ و ترویج دین با در نظر گرفتن مقتضیات زمان (اِنذار)، شامل: نشر و تبلیغ معارف و قوانین و فرهنگ دین، و امتداد دادن عینی به گزاره­ های دینی در همه سطوح زندگی بشر هر عصر (ارائه مدل­ ها و سبک­ های زندگی دینی در هر عصر و سرزمین)؛

۴. رهبری اجراء و بسط دین در جان­ ها و جوامع بشری، شامل: تربیت و تهذیب جان­ های مستعدّ و هدایت نفوس بشری به سمت خداوند، رهبری و مدیریت (و در صورت لزوم، ایجادِ) جریان ­های علمی، فرهنگی، سیاسی و... موردنیاز عصری برای تحقق اهداف دین، تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی و اداره آن بر طبق اسلام (پشتیبانی علمی، عملی، حمایتی، نظارتی، و اصلاحی از آن)، و ایجاد زمینه­ های تحقق تمدّنی اسلامی (تمدّنی منتظر)؛

۵. تربیت نیروهایی برای انجام آنچه ذکر شد و استمرار حیات تخصّصی حوزه (تربیت طلبه و نیروسازی برای حوزه).

به­ طورخلاصه، حوزه علمیه، وظیفهِ «رهبری» مؤثّرِ جریان «توحیدگستری» در جان ­ها و جوامع گسترده بشری را برعهده دارد که در قالب اهداف برشمرده قابل تعقیب است. هرکدام از محورهای بالا، به ده­ ها و صدها وظیفه و عرصۀ تخصّصی و هزاران مأموریت صنفی، تجزیه و تحلیل می ­شوند. اگر حوزه­ای بتواند رسالت یادشده و اهداف کلان برشمرده را به مأموریت­ های صنفی موردنیاز در عرصۀ آنها تبدیل کند و آنها را در متن زندگی (فردی، اجتماعی و تمدّنی) جامعه تحقّق ببخشد، چنین حوزه­ای را باید حوزه­ای تحوّل­ یافته دانست که البته، چنین تحوّلی، خود باید همگام با استمرار و تحوّل حیات بشری و نیازهای انسان به دین الهی، استمرار پیدا کند.

امّا اینکه برای نیل به چنین تحوّلی باید چه مسیری پیموده شود، باز هم به اجمال باید گفت که اقدام نخست، ایجاد گفتمان تحوّل­ خواهی در جامعه و مهم­تر از آن در خود حوزه و به موازات آن، انجام اقدامات تحوّلی است که خود شرح جداگانه ­ای می­ خواهد. به ­طور خلاصه، هر یک از طلّاب و حوزویان محترم، باید به ­لحاظ «بینشی»، با اندیشه­ ها و بینش­ ها و معارف صنفی لازم برای تحقق چنین تحوّلی آشنا شوند، یعنی به ­لحاظ «خودشناسیِ صنفی» بسیار قوی و بابصیرت گردند.

همچنین، در عرصۀ «انگیزشی و عاطفی»، باید از احساسات، انگیزه ­ها، عواطف و روحیات موردنیاز برای تحوّل حوزه؛ از جمله روحیۀ اقدام و عمل جهادی و محقّقانه و...­ـ برخوردار شوند. به­ لحاظ «رفتاری» هم باید همه کنش ­ها، اقدامات و رفتارهای هر طلبه و روحانی، در راستای تحوّل حوزه ـ نه خنثی و بی­ جهت و خدای ناکرده، مخالف جهت تحوّل ـ قرار داشته باشد. امّا اینکه چنین اموری چگونه تحقق پیدا می­ کنند، بحثی گسترده و دراز دامن است.

*با توجه به تأکیدات مکرر رهبر انقلاب مبنی بر لزوم تحول در حوزه در سالیان گذشته، اقدامات صورت­ گرفته در این جهت را چطور ارزیابی می­ کنید؟

از بیش از ۲۵ سال پیش، مقام معظم رهبری همین مطالبات را نسبت به حوزه و از مسؤلان دوره ­های مختلف آن داشته­ اند، امّا چون چنین درخواستی به یک گفتمان غالب و جاری در حیات صنفی حوزویان تبدیل نشده است، هر بار که ایشان این مسأله را مطرح کرده ­اند، اقدامات و هیاهوهای مقطعی به راه افتاده و پس از مدّتی، وضع به روال عادی خود بازگشته است. مرکز یا مراکز رسمی هوشمندی نیز شکل نگرفته است تا با حوزه ­پژوهی مداوم، چنین تحولی را رصد کرده و برای آن، برنامه­ ریزی راهبردی و کلان و خرد کند به­ گونه ­ای که تصمیمات آن هم ضمانت اجرایی داشته باشد و تنها طرح­ هایی بر کاغذ نباشند که بسیار زیاد هم است.

البته، وقوع تحوّلات کمّی و کیفی بسیار در سطح حوزه را منکر نیستیم و چنین ادّعایی نیز نوعی بی­ انصافی است. اگر کسی از حوزۀ ۳۰ یا ۴۰ سال پیش به حوزۀ کنونی منتقل شود، با چنان تحوّل عظیمی در عرصه ­های مختلف مواجه می­ شود که برای او بسیار شگفت­ آور خواهد بود. با این حال، با توجّه به حجم بسیار زیاد و گستردۀ نیازهای بشر معاصر به دین مبین اسلام ـ از سطوح خرد گرفته تا سطوح کلان و بین ­المللی­ـ، آهنگ و شتاب و گاه جهتِ چنین تحوّلاتی، متناسب با چنین نیازهایی نبوده است و لذا تحوّل موردنیاز شکل نگرفته است.

نکتۀ اخیر آنکه، از عملکرد گذشته باید این درس را گرفت که تحقّق بار اصلی وقوع چنین تحوّلاتی را باید از متن طلّاب و روحانیون؛ به ­ویژه نسل جوان و فضلای جوان حوزه، انتظار داشت که باید فضای فرهنگی و گفتمانی موردنیاز در این زمینه را شکل دهند.

*حضرت آقا فرمودند که حوزه علمیه از حکومت منفک نیست. این مسئله چطور با استقلال حوزه­ های علمیه جمع می­ شود؟

باید توجّه داشت که رابطۀ بین دو این دو مقوله، حتماً رابطه­ ای تباینی نیست که یا حتماً باید یکی باشند یا مقابل همدیگر! دو شئ می ­توانند با حفظ هویّت خود، در زمینه یا زمینه­ هایی به یکدیگر پیوسته باشند و در زمینه یا زمینه­ های دیگری از همدیگر مستقل باشند. تعامل و رابطۀ وثیق نظام اسلامی و حوزه علمیه نیز در سطوح و عرصه­ های متعدّد و بسیار زیادی قابل تعریف و تحقّق است بدون آنکه به استقلال حوزه خدشه ­ای وارد شود.

با توجّه به این مقدّمه، نکته نخست آن است که مراد از حکومت هر حکومتی نیست، بلکه «حکومت اسلامی» مدّنظر است که اکنون در ایران در قالب «جمهوری اسلامی» تبلور یافته است. لذا اگر حکومتی، طاغوتی یا جائر و ستمگر باشد، حوزه علمیه حتماً از آن جدا و منفک است و بلکه، یکی از وظایف حوزه، براندازی چنان حکومت طاغوتی و برپایی حکومت اسلامی به­ جای آن است.

از این سخن، روشن می ­شود که حکومت اسلامی فرزند حوزه است و حوزه نیز برای انقلاب و جمهوری اسلامی نیز به­ منزلۀ مادر بوده است و لذا نمی ­تواند فرزند خود را سر راه گذاشته و نسبت به تأمین نیازهای گوناگون آن و حمایت و حفاظت علمی و عملی نسبت به آن، بی­ اعتناء باشد وگرنه، هویّت و عملکرد خود را زیر سؤال می ­برد و اگر کسی چنین اعتقاد یا رفتاری داشته باشد، از بی­ بصیرتی خود نسبت به اهداف حوزه و وظایف حوزویان خبر می­ دهد.

حکومت اسلامی فرزند حوزه است و لذا نمی ­تواند فرزند خود را سر راه گذاشته و نسبت به تأمین نیازهای گوناگون آن بی اعتنا باشد

اساساً تحقّق اهداف دین اسلام ـ که ماهیّتی اجتماعی دارد و حتّی در امور به ­ظاهر فردی خود، شئون اجتماعی و بلکه تمدّنی را مورد لحاظ جدّی قرار داده است ـ بدون پرداختن به مقولۀ اجتماع و جامعه و فرهنگ و تمدّن، ممکن نخواهد بود.

نکتۀ دوم اینکه، غالباً وقتی چنین بحثی مطرح می ­شود، مراد بسیاری از اشکال­ گیران، حفظ استقلال مالی حوزه و زیربار دولت نرفتن مجموعه ­های حوزوی است تا آزاد بوده و نان خور دولت­ ها محسوب نشوند. این مسأله درستی است که مورد نظر و تأکید مقام معظم رهبری نیز می ­باشد و البته، می­ توان با بهینه­ کردن مدیریت استفاده از همین وجوهات و درآمدهای مردمی، بدون چشم­ داشت به دولت­ها، عملکرد بهتری هم داشت. البته، مسأله در همین حدّ نیست و دولت­ها حتماً وظایف بسیار زیادی در عرصه ­های مختلف، نسبت حوزه علمیه دارند که باید جداگانه به این بحث پرداخت.

نکتۀ سوم اینکه یکی از وجوه یا محورهای مهم استقلال حوزه، حریّت فکری و عملی است که اگر زمانی، دولت و حکومتی یا کارگزار و مسئول یا خادمی، در عرصه ­های مختلف، از اهداف و مبانی اسلام و نظام اسلامی دور شود، حوزه بتواند و قادر باشد تا حکیمانه و به ­طور سازمانی و به پشتوانۀ مردمی، با او مواجه شده و او را سر جای خود بنشاند. این محور نیز نیاز به تحوّل دارد.

*حضرت آقا بر لزوم تربیت مبلغان فضای مجازی تاکید کردند. تبلیغ در فضای مجازی به شکلی باید انجام شود؟

«تبلیغ» به معنای «رساندن» است، یعنی مبلّغ باید پیام خداوند و طرح و برنامۀ دین برای زندگی بشر به ­گونه ­ای که سعادت و کمال او را تأمین کند را به مخاطبان دین، یعنی عموم انسان­ ها برساند. از این رو، مبلّغ در هر فضایی باید به زبان و لسان همان قوم با آنها وارد مخاطبه و گفتگو شود. در فضای مجازی نیز بسته به تنوّع بسیار زیاد آن، انواع مختلفی از تبلیغ قابل ترسیم و تصوّر است، ولی مهم­تر آن است که مبلّغ از یک سو خود به­ خوبی با محتوای دین و معارف و تعالیم دینی آشنا باشد و از سوی دیگر نیز ویژگی­ های مخاطبان هدف را شناخته و روش ­های انتقال پیام­ ها و معانی موردنظر به آنها را بداند و سپس وارد این عرصه شود.

از لوازم چنین سخنی آن است که تبلیغ در عرصۀ فضای مجازی نیز هدفمند، روشمند و تخصّصی شود. برای مثال، در زمینۀ ارتباط با جوانان، کودکان و... یا مسائل اجتماعی و فرهنگی؛ مانند خانواده، حجاب و عفاف و... فعالیّت شود یا برپایۀ دانش­ ها و علوم گوناگون؛ به­ ویژه علوم انسانی عمل شود و... . مهم آن است که فردی که می­ خواهد وارد این عرصه شود، مأموریّت تخصّصی خود را در این فضای متنوع انتخاب کند و با تجهیز کافی خود در آن زمینه به عرصۀ تبلیغ مجازی پا بگذارد.

*با توجّه به ماهیت فضای مجازی به خصوص شبکه­ های اجتماعی خطر رواج سطحی­ نگری دینی در این شبکه ­ها وجود ندارد؟ چطور می­ توان بر این خطر فائق آمد؟

بله، چنین آفت و خطری، به­ طور بالقوه و حتّی بالفعل وجود دارد. طلبه و روحانی باید هدفمند و فعّالانه وارد این مقوله شود و دین و دین­مداری را در فضای مجازی بسط دهد، نه آنکه خود منفعل و پیروی جوّ حاکم بر آن باشد. لذا همین که طلبه­ ای در محیط مجازی، سایت یا کانالی ایجاد کند و مخاطبان زیادی هم داشته باشد، کافی نیست. برای مثال، با پایگاهی برخورد شد که توسط طلبه ­ای برای پاسخگویی به مسائل مرتبط با خانواده تأسیس شده بود و مخاطب نسبتاً خوبی هم داشت.

بنده چند تا از محتواهای صوتی و متنی آن سایت را دانلود و بررسی کردم که متأسفانه تقریباً همه آنها غیرتولیدی و از فضای رایج اینترنت گرفته شده بود و نه تنها هیچ جهت ­دهی خاصّ نداشتند، بلکه موارد زیادی هم در میان آنها وجود داشت که با اندیشۀ اسلامی سازگار نبوده و گاه در جهت عفت­ زدایی بود.

برای مثال، در برخی از فایل­ های متنی، حتّی از تصاویر نامناسب و مستهجن هم استفاده شده بود و مسؤول سایت از آنها اظهار بی ­اطلاعی می ­کرد! یا برخی فایل­ های صوتی و تصویریدر شبکه ­های ماهواره­ای و کانال­های بی ­قید و بند تهیه شده بود و به ­عنوان بحث کارشناسانه در آنجا قرار داده شده بود! لذا این خطر جدّی است؛ به ­ویژه آنکه اگر چنین اموری توسط طلبه صورت گیرد، در فضای عمومی جامعه، به این معنا تلقی می ­شود که مهر و امضای دین بر آنها خورده است و مشکل شرعی در این زمینه­ ها وجود ندارد!

مبلّغ فضای مجازی باید صبغۀ توحیدی و رنگ و بوی الهی و احکام شریعت مقدّس و معارف ناب توحیدی و اخلاق و آداب اسلامی را در آن فضا ترویج کند و بسط دهد، نه آنکه خود همرنگ جماعت و متأثّر و منفعل از محیط شود یا به بهانۀ جذب بیشتر، از اصول و ارزش ­های دینی چشم ­پوشی کند یا بی ­جهت با برخی از مسائل مماشات کند.

مبلّغ فضای مجازی باید صبغۀ توحیدی و رنگ و بوی الهی و احکام شریعت مقدّس و معارف ناب توحیدی و اخلاق و آداب اسلامی را در آن فضا ترویج کند

امّا در مورد جلوگیری از این آفت، چنانچه اشاره شد، یکی از راه­ های مقابله با چنین خطری آن است که مبلّغی که تصمیم به فعالیّت در فضای مجازی گرفته است، به چشم یک فعالیّت تخصّصی به آن نگاه کند و ابتدا به دانش ­ها و مهارت ­های لازم تجهیز شود و محتوای دینی موردنظر را تهیه کند و بعد در این وادی قدم بگذارد که گاه، باید چندین سال در این زمینه زحمت بکشد.

به ­طور کلّی، هر مبلّغی ـ از جمله در فضای مجازی ـ یا باید خودش بتواند از منابع دینی برداشت کند و به تعبیر دیگر «اسلام ­شناس» باشد و قدرت استنباط مسائل مختلف از منابع دینی را داشته باشد و یا آنکه، اصول و مبانی مطالب و محتواهای موردنیاز خود را از اسلام ­شناسان و مجتهدان طراز اوّل گرفته و در فضای مجازی، به ترویج و بسط آنها در قالب­ های مختلف و با توجّه به نیازها و ویژگی­ های مخاطبان بپردازد.

مهم آن است که این زنجیره، یعنی امتداد معارف از سفرۀ منابع دینی تا آثار معتبر اسلام شناسان برجسته و سپس، ترویج آنها توسط اسلام ­گستران حوزوی در فضای مجازی گسسته نشود تا معارف و تعالیمی که به نام دین در این فضا منتشر می ­شود، از اعتبار و عمق و صحّت لازم برخوردار باشند.

در همین راستا، بسیار ضروری است که مراکز تخصّصی حوزوی­ ای تشکیل شود که راه و رسم تبلیغ در فضای مجازی و آموزش ­ها و مهارت­ ها و محتواهای موردنیاز را به طلّاب علاقه­ مند منتقل کنند. البته، حرکت ­هایی در این زمینه در حال انجام است که باید جنبۀ رسمی ­تر و آهنگ و شتاب جدّی­ تر و بیشتری پیدا کنند.  

حامد رضایی

-------------------------------(      منبع :  خبرگزاری مهر )------------

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین